برای دخترم ...
دخترم شانزده آذر سال نود و یک به دنیا اومد و زندگی ما رو شیرین کرد . اینجا خاطراتمون رو ثبت میکنم . 
قالب وبلاگ
نويسندگان

کنسرت پایان ترم پنج هم برگزار شد و همه چی عالی پیش رفت . لباسشون یک دست سفید بود . از ترم شش فلوت رو شروع میکنن و کلاس جدی تر میشه . امیدوارم علاقه داشته باشی و موفق بشی عزیزم . 

کلاس شنا هم دنبال میشه و وضعیت کمی بهتر شده . ترس از آب ریخته و بیشتر همکاری میکنه . بازوبند رو باز کرده و میتونه کرال پشت بزنه . 

خب ، سلنا هنوزم کمی لجبازه و حرف گوش نکن ... شاید شرایط سنی باشه اما امیدوارم زودتر این دوران تموم بشه . 

دیشب به باباش میگفت ، دیگه خیلی چاق شدی و هر چی غذا تا حالا خوردی بسه . دیگه غذا نخور لطفا . 

وقتی دعواش میکنم میگه من این همه کمکت میکنم و به فکرتم ، چرا با من اینطوری رفتار میکنی و دلمو میشکنی 😏

داریم به استقبال فصل زیبای پاییز میریم ... 

[ ۱۳٩٦/٦/٢٩ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سمیرا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Daisypath Happy Birthday tickers