برای دخترم ...
دخترم شانزده آذر سال نود و یک به دنیا اومد و زندگی ما رو شیرین کرد . اینجا خاطراتمون رو ثبت میکنم . 
قالب وبلاگ
نويسندگان

الان سلنا خانوم خوابه و من وقت کردم بیام و بنویسم از دخترم . وروجکم هنوز راه نمیره و فقط سعی میکنه بایسته که خب نمیتونه .دندون هم فقط دو تا پایین داره ولی لثه های بالا هنوز ورم دارن . من یه کم نگرانم که داره دیر میشه برای دندون و راه رفتن ولی دکتر گفت اصلا" جای نگرانی نیست و بچه ها با هم فرق دارن .

سلنا خانوم وقتی اذان میشه شروع میکنه به سینه زدن و بعدش دست میزنه به سرش که یعنی روسری سرم کن ، میخوام نماز بخونم . زیر لب یه چیز هایی میگه و سجده میکنه قربونش برم . هر وقت هم دعا میکنم دستاشو میاره بالا و بعدش میکشه به صورتش و من میگم الهی آمین . واسه خودش عسلی شده که میخوام هر  لحظه بخورمش . وقتی ازش میپرسم عسل من کیه ؟ دستشو میزنه رو سینش و میگه مننننن . پماد کین بی بی رو کاملا" میشناسه و میاره میده به من و میگه بمال به لثه هام . هر وقت هم لاک میبینه انگشت پاهاش رو میاره بالا که برام لاک بزن و بعدش فوت میکنه تا خشک بشه . خلاصه که همه چیز رو تقلید میکنه به صورت کاملا" صحیح و میدونه باید چه کار کنه . مثلا" با سوهان باید ناخونشو درست کنه . وروجکی شده واسه خودش عروسکم. .

این روزها به شدت بازیگوش شده و همش میخواد بازی کنه . بعضی وقت ها واقعا" کم میارم از دست این شیرین عسل . 

هنوز نبردمش آتلیه . هر دفعه یه مشکلی پیش میاد . البته خیلی دوست دارم یه مرکز پایش رشد هم ببرمش . 

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ ] [ ٤:٤٢ ‎ب.ظ ] [ سمیرا ]

تقریبا" یک ماهی میشه که وقت نکردم چیزی بنویسم و به اینجا سر بزنم  . هر چی دخترم بزرگتر میشه ، بیشتر وقتم رو میگیره و من اصلا" متوجه نمیشم کی صبح میشه و کی شب  ... الان سلنا یک سال و یک ماه و یک هفته داره . زمان زود میگذره و من هر روز بیشتر و بیشتر دوسش دارم و از کارهاش غرق لذت میشم و خدا رو بابت داشتن چنین دخترنازی شاکرم  .

 دختر عزیزم ، انقدر شیرین و دوست داشتنی هستی که یک لحظه هم نمیتونم چشم از تو و کارات بردارم و هر کاری که میکنی کلی ذوق میکنم و لذت میبرم از لحظه لحظه بودن با تو . وقتی چهار دست وپا میری دلم میخواد بشینم و همش نگاهت کنم و وقتی میخوابی به قدری معصومی که دلم نمیاد ازت چشم بردارم . مثل جوجه پشت سرم راه میوفتی و همش میگی من من من ، یعنی منو بغل کن .حتی تا دستشویی هم نمیتونم برم ، میای پشت در میشینی و میزنی به در . همش دوست داری پیشت بشینم و با هم بازی کنیم . به شدت به مه مه وابسته شدی و همش شیر میخوای . به شدت عاشق ماشین لباسشویی ، مکرو فر ، کامپیوتر ، تلفن ، آیفون ،کابینت ، دمپایی ، جارو برقی و حموم هستی و هر وقت یادت میوفته میری سمت حموم و لباساتو میکشی یعنی بریم حموم .  همه کارها رو تقلید میکنی و انجام میدی عزیزم . میخوای سوت بزنی اما نمیتونی . برای همه بوس میفرستی و هر چی ازت میپرسیم میگی نه ( با تشدید ) و فقط وقتی صدات میکنیم میگی بلههههه . عاشق بله گفتنتم با صدای نازت و وقتی آخرش رو میکشی و میگی بلههههه . عروسک هاتو به اسم میشناسی . هر چی بهت میگیم کاملا" متوجه میشی و انجام میدی . خلاصه که عروسکی شدی واسه خودت که همش دلبری میکنی عزیزم .

سلنا اصلا" خوب غذا نمیخوره و خوب هم نمیخوابه . به همبن دلیل خیلی لاغره . آخرین بار که برای چک آپ رفتم دکتر ، مریض هم بود . سه روز تب کرد . من فکر کردم داره دندون در میاره . ولی روز چهارم شروع به سرفه کرد . فهمیدم که اشتباه کردم و مریض شده . دوباره اشتباه کردم بردمش بیمارستان مفید. چون جمعه  و مطب دکتر تعطیل بود. به غلط کردن افتادم از بس که شلوغ و در هم بود . رزیدنت بهم گفت شاید عفونت اداری باشه . آزمایش ادرار بده . آخه سرفه چه ربطی به آزمایش ادرار داره . آزمایش رو انجام ندادم و وقت دکتر گرفتم . البته دو رور بعدش چون به این راحتی وقت نمیده . ساعت شش وقت داشتم ولی هشت نوبتم شد . دکتر گفت بیماری ویروسیه و برونشیت خفیف. آنتی بیوتیک داد و سیتریزین به مدت ده روز . خدا رو شکر زود خوب شد . دکتر گفت دندون در آوردن نه تب داره و نه اسهال .  زینکو ویت هم داد تقویتی . وزن سلنا هفت و چهار صد و قدش هفتاد و پنج بود که البته بسیار وزنش کمه .

این روز ها خیلی خسته هستم و همش خوابم میاد . سلنا خوابش کم شده و شب ها خیلی برای شیر خوردن بیدار میشه . هر چی بزرگتر میشه باید بیشتر مراقبش باشم . همه جا میره و همه چیز رو میگیره و می ایسته . بعضی وقت ها فکر میکنم چجوری بعضی ها چند تا بچه بزرگ میکنن. واقعا" کار سختیه . شاید هم مثل من وسواس نیستن .

سلنا عاشق گربه عروسکی پنگول هستش که از شبکه پنج پخش میشه . خیلی دوست دار م یکی عین اون براش بخرم . به شدت پیام های بازرگانی رو هم دوست داره و محو تماشا میشه و فقط اون موقع میتونم بهش غذا بدم . داستانیه غذا خوردن این وروجک .

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٤ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سمیرا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Daisypath Happy Birthday tickers